محسن تربتی : در کوهستان، شب که از راه میرسد، جهان familiar روزانه جای خود را به جغرافیایی ناشناخته میدهد؛ یالها در تاریکی محو میشوند، درهها عمق واقعی خود را پنهان میکنند و مسیرهایی که چند ساعت پیش بهروشنی دیده میشدند، به خطوطی مبهم در دل سیاهی تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، آسمان میتواند به یکی از قدیمیترین ابزارهای راهیابی انسان بدل شود؛ ابزاری که نه به باتری نیاز دارد و نه به شبکه تلفن همراه، اما استفاده درست از آن مستلزم دانش، تمرین و شناخت محدودیتهاست. جهتیابی شبانه با صورتهای فلکی، پیوندی میان دانش نجوم و مهارت کوهنوردی است؛ پیوندی که در صورت استفاده آگاهانه، میتواند به تشخیص جهتهای جغرافیایی کمک کند، اما هرگز نباید جایگزین نقشهخوانی و ابزارهای اصلی مسیریابی شود.
در نیمکره شمالی، ستاره قطبی یکی از شناختهشدهترین نشانههای آسمانی برای یافتن شمال جغرافیایی است. این ستاره در نزدیکی امتداد محور چرخش زمین قرار دارد و به همین دلیل، موقعیت ظاهری آن در طول شب نسبتاً ثابت به نظر میرسد. برای یافتن آن میتوان از صورت فلکی دب اکبر کمک گرفت؛ دو ستاره انتهایی کاسه این صورت فلکی، در امتداد خطی فرضی، به سوی ستاره قطبی راهنمایی میکنند. صورت فلکی ذاتالکرسی نیز که شکلی شبیه حرف «W» دارد، در شرایط مناسب میتواند نشانهای کمکی برای شناسایی محدوده ستاره قطبی باشد. البته این روشها به وضوح آسمان، موقعیت جغرافیایی ناظر و شناخت صحیح صورتهای فلکی وابستهاند و در آسمان ابری یا زیر پوشش متراکم موانع طبیعی کارایی ندارند.
اما شناخت ستارهها تنها آغاز راه است. برای جهتیابی مؤثر، کوهنورد باید بداند که صورتهای فلکی در طول شب تغییر موقعیت ظاهری میدهند و جایگاه آنها در آسمان با فصل و ساعت نیز ارتباط دارد. بنابراین، حفظ کردن شکل چند صورت فلکی بدون درک حرکت ظاهری آسمان، برای تصمیمگیری دقیق کافی نیست. افزون بر این، ستاره قطبی دقیقاً بر نقطه شمال جغرافیایی منطبق نیست و تعیین جهت با آن، بهویژه در شرایط دشوار، باید با احتیاط انجام شود.
در محیط کوهستان، خطر اصلی زمانی آغاز میشود که نشانههای آسمانی بهتنهایی مبنای انتخاب مسیر قرار گیرند. وجود دیوارهها، پرتگاهها، برفچالها و درههای پنهان در تاریکی، حتی با تشخیص درست شمال نیز میتواند حرکت را خطرناک کند. دانستن جهت جغرافیایی به معنای شناخت مسیر قابلعبور نیست؛ شمال ممکن است کاملاً مشخص باشد، اما راه پیش رو به مانعی غیرقابلگذر ختم شود. ازاینرو، نقشه توپوگرافی، قطبنما، دستگاه موقعیتیاب و چراغ پیشانی باید همچنان ابزارهای اصلی برنامه باشند و آسمان نقشی مکمل در بررسی جهت و کنترل تخمینی موقعیت ایفا کند.
آمادگی برای جهتیابی شبانه باید پیش از ورود به شرایط بحرانی آغاز شود. تمرین شناسایی ستاره قطبی در محیطی امن، آشنایی با صورتهای فلکی در فصلهای مختلف و مقایسه جهتهای تشخیصدادهشده با قطبنما، مهارتهایی هستند که میتوانند در زمان اختلال تجهیزات الکترونیکی سودمند باشند. در کنار این آموزشها، پیشبینی وضعیت هوا، حفظ مسیر ثبتشده و پرهیز از حرکت شتابزده در مه و تاریکی، اهمیت اساسی دارند. اگر موقعیت گروه نامشخص باشد یا ادامه حرکت خطر سقوط و گمشدن را افزایش دهد، توقف در محلی امن و بازنگری در تصمیم، بسیار عاقلانهتر از پیشروی بر پایه حدس است.
جهتیابی با ستارگان، یادآور دانشی است که انسان قرنها پیش از اختراع ابزارهای دیجیتال برای پیمودن سرزمینهای ناشناخته به کار میگرفت. ارزش این دانش امروز نیز پابرجاست، مشروط بر آنکه با آموزش علمی و شناخت محدودیتهای محیط همراه شود. آسمان میتواند شمال را نشان دهد، اما انتخاب راه امن همچنان بر عهده کوهنورد است؛ کسی که میداند در تاریکی، اعتماد به نشانهها زمانی ارزشمند است که با دانش، احتیاط و قدرت تصمیمگیری همراه باشد.