جمشید پرهیزکار :در کوهستان زمستانی، عبور از یک شیب مستعد بهمن، پیش از آنکه به تصمیمی میدانی تبدیل شود، آزمونی برای کیفیت برنامهریزی است. دامنهای که از دور آرام، سفیدپوش و قابل عبور به نظر میرسد، ممکن است زیر سطح خود لایههایی ناپایدار داشته باشد که با کوچکترین تغییر در بارگذاری برف، زمینهساز شکست و حرکت تودهای عظیم شوند. در چنین محیطی، تجربه صعود، آمادگی جسمانی و تجهیزات پیشرفته، هیچکدام بهتنهایی تضمینکننده ایمنی نیستند. آنچه اهمیت دارد، توانایی تشخیص خطر پیش از ورود به محدوده تهدید و پذیرش این واقعیت است که گاهی بهترین تصمیم کوهنوردی، تغییر مسیر یا انصراف از برنامهای است که برای اجرای آن زمان و انرژی صرف شده است.
برنامهریزی عبور از شیبهای مستعد بهمن باید از مرحله بررسی اطلاعات هواشناسی و گزارشهای روزانه خطر آغاز شود، نه از لحظه رسیدن به پای دامنه. میزان بارش اخیر، انتقال برف بهوسیله باد، تغییرات دما، جهت شیب و وجود لایههای ضعیف در پوشش برف، همگی در ارزیابی خطر نقش دارند. بااینحال، هیچ شاخص منفردی نمیتواند ایمنی یک مسیر را تضمین کند. حتی در روزهایی که نشانه آشکاری از ناپایداری مشاهده نمیشود، امکان وجود لایههای ضعیف مدفون وجود دارد؛ لایههایی که رفتار آنها به ساختار برف، شکل زمین و شرایط بارگذاری وابسته است. ازاینرو، ارزیابی خطر باید بر مجموعهای از شواهد استوار باشد، نه بر امید به مساعد بودن شرایط.
انتخاب مسیر، قلب این برنامهریزی است. کوتاهترین راه الزاماً ایمنترین راه نیست و عبور از شیبی که زمان پیمایش را کاهش میدهد، ممکن است گروه را در معرض خطری نامتناسب قرار دهد. شناخت زاویه دامنه، توجه به محدودههای زیر شیبهای پرخطر، بررسی مسیرهای جایگزین و شناسایی نقاط امن برای توقف، تصمیمگیری را پیش از ورود به منطقه بحرانی ممکن میکند. مسیر جایگزین نیز باید از نظر خطر بهمن ارزیابی شود؛ زیرا دور زدن یک شیب خطرناک، اگر بدون بررسی دقیق انجام گیرد، ممکن است گروه را به محدودهای بهمراتب ناپایدارتر هدایت کند.
در میدان، انضباط گروهی اهمیت ویژهای دارد. تعیین مسئول تصمیمگیری، حفظ ارتباط میان اعضا، جلوگیری از پراکندگی و عبور نکردن همزمان افراد از بخشهای پرخطر، بخشی از مدیریت مواجهه با خطر است. انتخاب محل توقف و تجمع نیز باید با دقت انجام شود تا اعضا در معرض مسیر احتمالی حرکت بهمن یا محدودههای تجمع برف قرار نگیرند. اگر نشانههایی مانند ترکخوردگی سطح، فروریزش برف یا وقوع بهمن تازه مشاهده شود، ادامه برنامه نیازمند بازنگری جدی است. نبود این نشانهها نیز مجوز عبور محسوب نمیشود.
تجهیزات نجات، از جمله فرستندهگیرنده بهمن، کاوشگر و بیل، باید همراه با آموزش عملی و تمرین مستمر مورد استفاده قرار گیرند؛ اما این ابزارها برای کاهش پیامد حادثهاند، نه توجیه ورود به خطر. هیچ برنامهای نباید بر این فرض بنا شود که در صورت وقوع بهمن، تجهیزات بهتنهایی امکان نجات را فراهم خواهند کرد.
فرهنگ حرفهای کوهنوردی زمانی شکل میگیرد که موفقیت فقط با رسیدن به مقصد سنجیده نشود. برنامهریزی هوشمندانه یعنی پیشبینی شرایط نامطلوب، تعیین معیارهای روشن برای بازگشت و رها کردن هدف هنگامی که شواهد با ادامه مسیر سازگار نیستند. کوهستان به تعهد ما نسبت به برنامه اهمیتی نمیدهد؛ آنچه اهمیت دارد، کیفیت تصمیمهایی است که در برابر واقعیت میگیریم. در شیب مستعد بهمن، شجاعت واقعی نه در عبور به هر قیمت، بلکه در شناخت مرز میان توانایی و خطر و انتخاب آگاهانه راهی است که امکان بازگشت ایمن را حفظ کند.