محسن تربتی : در کوهستان، گاهی فاصله میان بازگشت به مسیر امن و گرفتار شدن در دل ناشناختهها، به اندازه چند درجه انحراف عقربهای است که بیصدا روی صفحه قطبنما میچرخد. کوهنورد ممکن است نقشهای دقیق، تجهیزات استاندارد و سالها تجربه داشته باشد، اما اگر معنای واقعی جهتیابی را نشناسد، حتی مطمئنترین ابزار ناوبری نیز میتواند او را به اشتباه بیندازد. انحراف مغناطیسی یکی از همان واقعیتهای کمتر دیدهشدهای است که در ظاهر، مسئلهای فنی و محدود به علم نقشهبرداری به نظر میرسد، اما در میدان عمل، میتواند سرنوشت یک برنامه کوهنوردی را تغییر دهد.
قطبنما شمال را نشان میدهد، اما نه لزوماً شمال جغرافیایی را؛ این تفاوت، نقطه آغاز درک یکی از بنیادیترین اصول ناوبری در طبیعت است. شمال جغرافیایی به قطب شمال زمین اشاره دارد، درحالیکه شمال مغناطیسی جهتی است که میدان مغناطیسی زمین تعیین میکند. زاویه میان این دو جهت، انحراف مغناطیسی نام دارد؛ زاویهای که مقدار و جهت آن با موقعیت جغرافیایی تغییر میکند و در گذر زمان نیز ثابت نمیماند. بنابراین، عددی که سالها پیش در حاشیه یک نقشه ثبت شده، ممکن است امروز برای تعیین مسیر دقیق کافی نباشد. نادیده گرفتن این تفاوت، بهویژه در مسیرهای طولانی، یالهای کمنشان، فلاتهای مهگرفته و مناطق فاقد عوارض شاخص، میتواند خطایی کوچک را به انحرافی قابلتوجه تبدیل کند.
خطر واقعی زمانی آغاز میشود که کوهنورد، عددهای روی صفحه قطبنما را حقیقتی مطلق تصور کند و فراموش کند که جهتیابی، فرایندی مبتنی بر شناخت، محاسبه و تطبیق مداوم است. انحراف مغناطیسی تنها عامل خطا نیست؛ نزدیکی به ابزارهای فلزی، تلفن همراه، باتریها، تجهیزات الکترونیکی و برخی ساختارهای معدنی نیز ممکن است قرائت قطبنما را مختل کند. در چنین شرایطی، تکیه بر یک قرائت منفرد، بهجای بررسی دوباره مسیر و تطبیق آن با نقشه و عوارض طبیعی، نشانه اطمینان نیست؛ بلکه میتواند آغاز زنجیرهای از تصمیمهای نادرست باشد.
کوهنورد حرفهای پیش از حرکت، انحراف مغناطیسی منطقه را از اطلاعات معتبر نقشه یا منابع بهروز بررسی میکند، تفاوت شمال مغناطیسی و جغرافیایی را در محاسبات خود لحاظ میکند و میداند که تبدیل زاویهها به جهت حرکت، به شیوه تنظیم نقشه و نوع آزیموت مورد استفاده وابسته است. او قطبنما را در فاصله مناسب از منابع مغناطیسی به کار میگیرد و نتیجه را با نقشه، موقعیت زمین و در صورت دسترسی، ابزارهای ناوبری دیگر میسنجد. فناوری میتواند پشتیبان تصمیم باشد، اما جایگزین مهارت و قضاوت انسانی نیست.
در کوهنوردی، ایمنی از جایی آغاز میشود که پرسیدن جای یقین بیپشتوانه را بگیرد. قطبنما ابزاری ساده است، اما استفاده درست از آن دانشی فراتر از خواندن یک عدد میطلبد. شناخت انحراف مغناطیسی، جزئیات حاشیهای یک برنامه نیست؛ بخشی از مسئولیتپذیری در برابر خود، همطنابان و طبیعت است. کوهستان برای اشتباهات کوچک همیشه فرصت جبران فراهم نمیکند؛ ازاینرو، پیش از آنکه عقربه را دنبال کنیم، باید بدانیم دقیقاً به کدام شمال اعتماد کردهایم.