علی قدیریان؛ خبرنگار کوهنوردان– در کوهستان، برخی لحظات چنان سرنوشتسازند که فاصله میان نجات و فاجعه، نه به قدرت جسمانی افراد، بلکه به کیفیت تصمیمگیری و انضباط یک گروه وابسته میشود. وقتی حادثهای در گذرگاهی باریک، لبه پرتگاه یا مسیری ناپایدار رخ میدهد، انتقال مصدوم دیگر یک جابهجایی ساده نیست؛ عملیاتی حساس است که هر حرکت نسنجیده در آن میتواند جان مصدوم و امدادگران را همزمان به خطر بیندازد. در چنین موقعیتهایی، تخلیه اضطراری تنها زمانی معنا پیدا میکند که ضرورت، خطر و امکانات موجود بهدرستی ارزیابی شوند؛ زیرا گاهی تلاش شتابزده برای خارجکردن مصدوم از منطقه خطر، خود به آغاز حادثهای بزرگتر تبدیل میشود.
نخستین اصل در این شرایط، تشخیص تفاوت میان خطر فوری و وضعیت قابلکنترل است. اگر ریزش سنگ، احتمال سقوط، سیلاب ناگهانی یا ناپایداری زمین جان مصدوم را تهدید میکند، انتقال از محدوده خطر ممکن است اجتنابناپذیر باشد؛ اما اگر محیط نسبتاً ایمن است، جابهجایی غیرضروری، بهویژه در صورت احتمال آسیب ستون فقرات، گردن یا لگن، میتواند صدمات جدیتری ایجاد کند. بنابراین، پیش از هر اقدام باید ایمنی امدادگران، وضعیت هوشیاری و تنفس مصدوم، وجود خونریزی شدید و امکان دسترسی نیروهای تخصصی بررسی شود. در صورت امکان، درخواست کمک حرفهای و تعیین دقیق موقعیت حادثه باید همزمان با اقدامات اولیه انجام گیرد.
مسیرهای باریک و پرتگاهی، فضای اندکی برای مانور در اختیار گروه قرار میدهند. حمل دستی مصدوم، کشیدن او روی زمین یا استفاده بداهه از طناب، بدون آموزش و تجهیزات مناسب، میتواند تعادل امدادگران را برهم بزند و خطر سقوط را افزایش دهد. در چنین محیطهایی، انتخاب روش تخلیه باید متناسب با شیب، استحکام بستر، شرایط جوی، نوع آسیب و توانایی تیم باشد. عملیات فنی در پرتگاهها، بهویژه انتقال عمودی یا عبور از نقاط فاقد حفاظ، نیازمند افراد آموزشدیده، تجهیزات استاندارد و سامانههای مهار ایمن است. هیچکس نباید صرفاً با تکیه بر تجربه شخصی یا اعتمادبهنفس، مسئولیتی فراتر از توان تخصصی خود بپذیرد.
مدیریت موفق بحران، پیش از وقوع حادثه آغاز میشود. گروهی که پیشاپیش مسیرهای خروج، نقاط تماس اضطراری، تجهیزات حمل مصدوم و تقسیم وظایف را مشخص کرده است، در لحظات بحرانی فرصت کمتری برای سردرگمی خواهد داشت. آموزش کمکهای اولیه، تمرین سناریوهای امدادی و شناخت محدودیتهای تجهیزات باید بخشی جداییناپذیر از برنامههای باشگاهها و گروههای کوهنوردی باشد، نه فعالیتی تشریفاتی برای تکمیل پرونده آموزشی.
در کوهستان، شجاعت به معنای پذیرفتن هر خطر نیست؛ گاهی شجاعانهترین تصمیم، توقف عملیات تا رسیدن نیروی متخصص است. نجات مصدوم زمانی موفقیت محسوب میشود که امدادگر دیگری به شمار آسیبدیدگان افزوده نشود. پرتگاهها برای خطا فرصت اندکی باقی میگذارند و همین واقعیت، مسئولیت تصمیمگیرندگان را سنگینتر میکند. فرهنگ امداد حرفهای باید بر این باور استوار باشد که سرعت، بدون ارزیابی و ایمنی، فضیلت نیست. در مسیرهای دشوار، آنچه جان انسانها را حفظ میکند، نه نمایش توانایی، بلکه دانش، هماهنگی، خویشتنداری و احترام به مرزهای ایمنی است.